انسانها در زندگی سه نوع سرمایه نیاز دارند که اگر این سه نوع با هم باشند خوشبخت هستند والا زندگی آنها توأم با فلاکت و عدم امنیت است.آن سه نوع سرمایه، یکی، مال و ثروت برابر احتیاجات خودشان است تا برای رفع حوائج زندگی به کسی محتاج نباشند، دوم، عدالت و امنیت است. جامعه ای که گرفتار اختلافات طبقاتی می شوند یکی آنقدر ثروت دارد که نمی داند چطور خرج کند و آن دیگری آنقدر فقیر است که به حوائج ضروری خود نمی رسد.  این اختلافات مالی و مادی از یکطرف ثروتمندان را متکبر و متجاوز می کند و ازطرف دیگر فقرا و ضعفا را عُقده ای می کند و کینه  ثروتمندان را دل فقرا و کینه فقرا را در دل ثروتمندان متمرکز می کند و این کینه توزی ها منشاء پیدایش جنگ و نزاع و سرقت و دزدی قتل و غارت می شود و امنیت جامعه را بهم می زند. اگر انسانها با ثروت کم در یک جامعه امن و آرام زندگی کنند راحت ترند از اینکه با ثروت زیاد در جامعه نا امن زندگی کنند. امنیت جامعه مانند سلامتی بدن است. انسان با ثروت کم و بدن سالم زندگی کند بهتر است که با ثروت زیاد و بدن ناسالم زندگی کند. پیغمبراکرم فرمودند: دو نعمت بزرگ هستند که مردم کمتر قدر آن را می دانند و یا اصلا قدر آن دو نعمت را نمی دانند: یکی سلامت بدن و دیگر امنیت اجتماعی. امنیت اجتماعی مانند آبادی شهر است که از نظر خیابانها و راههای عبور و مرور بسیار مجهز است و ناامنی اجتماعی مانند دهی است که در رأس کوهها و دره ها بنا شده است. جاده و خیابانی ندارد که رفت و آمد سالمی داشته باشند. جامعه به امنیت آباد می شود و ناامنی همه چیز را نابود می کند. پس ثروتمندان بایستی مقداری از ثروت خود بزنند و کم کنند تا امنیت اجتماعی بوجود آید و این تراکم ثروت جامعه را نا امن می کند. عاقبت به جان هم می افتند و یکدیگر را به قتل می رسانند. پس امنیت و عدالت ثروتی بسیار بزرگ است که همه بایستی قدر آن را بدانند و برای ایجاد آن سرمایه گذاری کنند همانطور که برای سلامتی بدن سرمایه گذاری می کنند. و اما سرمایه سوم آرامش فکری و روانی. که اولا شهر آخرت و زندگی بهشتی را به شما نشان می دهد که عاقبت شما آنجاست و ثانیا راه حرکت بسوی بهشت را هم به شما معرفی می کند که چه راهی و رهبری در اختیار شماست و سوم این که در این راه بیمه خدا هستید جان شما و عمر و عزت شما و آبروی شما هر چه دارید محفوظ است تا روزی که به مقصد برسید و زندگی ابد خود را شروع کنید. هرکس فاقد این سه نوع سرمایه باشد فاقد امنیت و معرفت باشد و فقیر محض است و اگر هم ذوق و نشاطی دارد مانند ذوق و نشاط یک حیوان جنگلی است که از درندگان که در کمین او هستند بی خبر است. یعنی یک شوق و نشاط کاذب فاقد حقیقت. (تفسیر سوره تحریم)