شفاعت یك میانجیگری و یا پارتیگری نیست كه بعضی ها چنین فكر كردند كه پیغمبران میانجیگر و یا پارتی گناهكاران هستند. شفاعت یك مسئله طبیعی و قهری است. در مسیر شفاعت، انسانهای مستحق شفاعت، خودبخود و یا ناخودآگاه بهدنبال شفاعتكنندگان میروند. این حركت شفاعت شدگان به دنبال شفاعت كنندگان، مطلوب خدا بوده كه خدا و اولیاء خدا آن را به رسمیت میشناسند و شفاعت شوندگان را در مسیر شفاعتكنندگان می پذیرند. هر انسانیكه در تاریخ زندگی خود به دین خدا و انسانیت خدمت كرده باشد، هرچند خدمت او بسیار ضعیف و ناچیز باشد، به همین مقدار خدمت به دین خدا و انسانیت، محبت به خدا و بندگان خدا پیدا می كند و همین محبت، او را به سوی اولیاء خدا و بندگان او می كشاند. زیرا او به میزان خدمت خود به خدا امیدوار شده است. در این رابطه انسان دیگری هم بوده است كه به این انسان خدمتگزار خدمت كرده و او را به دین خدا هدایت كرده است. خواه انسان هدایتكننده پدر و مادر او بوده و یا یك انسان صالح و شایسته در قبیله او یا در شهر و مملكتی كه در آنجا زندگی كرده است. آن انسان هدایتكننده در قیامـت شفاعت كننده انسان هائی است كه بوسیله او هدایت شده اند. به همین ترتیب شما سلسله هدایت كنندگان و هدایت شدگان را با واسطه و یا بلاواسطه در نظر بگیرید. در رأس هدایتكنندگان، پیغمبران و مخصوصا خاتم پیغمبران قرار گرفته اند. آنها در جهان بشریت و در عالم افكار و عقول، همچون خورشید هستند كه شعاع نور خود را به كوچكترین ذرات و نباتات رسانیده اند. شعاع هدایت پیغمبران با میلیونها نفر واسطه به آخرین انسانی رسیده است كه ذره ای از عقل و ایمان بهره مند شده و شاید مصداق همان آیه ای باشد كه خدا می فرماید: من یعمل مثقال ذره خیرا یره. آخرین انسان كه به ذره ای عمل خیر هدایت شده و كار خیری انجام داده است به همین میزان امیدوار به لطف خدا می شود. در زندگی آخرت فیض بهشتی خداوند متعال بوسیله میلیون ها واسطه به همین انسانی می رسد كه ذره ای به كار خیر هدایت شده و عمل خیر انجام داده است. نه هدایتكننده دنبال هدایت شده می رود كه او را بسوی بهشت ببرد و نه هدایت شده از هدایت كننده فاصله می گیرد. حركت هدایتشدگان بهدنبال هدایتكنندگان یك حركت طبیعی است مانند حركت اطفال بدنبال پدر و مادر. قهرا وقتی هدایت كنندگان داخل بهشت می شوند هدایت شوندگان هم بدنبال آنها می روند، كسی آنها را از خط بهشت برنمی گرداند، اگر هم گناه و معصیتی داشته اند در مسیر حركت به سعادت آخرت، عذاب و مصیبت دیده اند و تصفیه شده اند. تمامی انسانهای سالك راه بهشت از پیغمبران گرفته تا میلیونها نفر واسطه، شجره طوبی هستند كه ثمره آن زندگی بهشتی است. از آن طرف انسانهای وابسته به كفر و گناه در پی رؤسای كفر و شرك حركت می كنند و بدنبال آنها وارد جهنم می شوند. به همین كیفیت آنها از ثمرات شجره خبیثه هستند كه ثمراتی به نام زقوم دارد و به زندگی جهنمی خود می رسند. بین آنها و اهل بهشت فاصله روانی بوجود می آید. (تفسیر سوره طه).