لازم است بحث شود كه آیا آن اشباح نورانی در واقع همان ارواح مردگانند كه به نظر انسان ظاهر میشوند؟ كسی كه پدر خود را در خواب میبیند، آیا آن شبح عالَم خواب حقیقتاً پدر اوست و یا اگر شبح مادر مردة خود را در خواب ببیند حقیقتاً مادر اوست؟ و گاهی آنچه را در خواب یا بیداری میبینیم شبح انسان زنده ای است، آنچنان كه پدر و مادر زندة خود را و یا یكی از دوستان و خویشاوندان زندة خود را در خواب ببینیم. انسانها چنین فكر میكنند كه این اشباح نورانی در واقع همان انسانهای مرده هستند كه به خواب انسان میآیند، و یا انسانهای زنده، كه آنها را در خواب خود دیده است. حقیقت این است كه این اشباح نورانی صورتهایی است كه خداوند به قیافة انسانهای «مأنوس» ما خواه زنده باشند و یا مرده، میسازد و به نظر میآورد تا از آن راه پیام خود را به ما برساند و یا ما را به آنچه مجهول است هدایت كند. اگر آن اشباح نورانی و قیافههای مأنوس عالم خواب و عالم بیداری در واقع همان انسانهایی باشند كه آنها را میشناسیم و یا پدر و مادر ما باشند كه از دنیا رفتهاند آنها نیز بایستی خبر داشته باشند كه با ما روبرو شده اند و با ما حرف زدهاند. مثلاً شما پدر و برادر زندة خود را در خواب میبینید و بین شما خاطره هایی به وجود میآید و با هم صحبت میكنید. پس از بیداری به پدر و یا برادر خود میگوئید كه تو را در خواب دیدم، و با تو چنین و چنان حرف زدم. پدر و برادر شما از این رویارویی در عالم خواب بیخبرند و از خاطرههایی كه بین شما به وجود آمده است آگاهی ندارند. این خود برهانی است روشن كه آن صورتها كه در خواب دیدهاید حقیقتاً پدر و برادر شما نبودهاند بلكه صورتهایی بوده كه خداوند به قیافة انسان مأنوس شما ساخته است و شما را به آنچه لازم بوده هدایت كرده است. پس همانطور كه این صورتهای عالم خواب در واقع همان انسانهایی كه میشناسیم نیستند، صورتهایی هم كه از مردگان میبینیم معلوم نیست كه همان مردگان واقعی ما باشند و خبر داشته باشند كه با ما تماس گرفتهاند بلكه آنها نیز اشباحی هستند كه خداوند به قیافة آنها میسازد و از سرّ آنها به ما خبر میدهد، و اگر هم خود مردگان باشند باز هم ایجاد رابطه بین ما و آنها به قدرت خدا انجام میگیرد. این كه در اینجا گفتیم اشباح نوری در عالم خواب یا بیداری به صنعت خدا برابر انسان ساخته میشود نه اینكه آنها واقعاً همان انسانهایی باشند كه ما با آنها تماس گرفتهایم، ثبوت این مطالب از این جا به وجود آمده كه ما زندگان را هم در عالم خواب میبینیم. ما وقتی انسانی را در عالم خواب میبینیم كه او هم در شهر ما زنده است و زندگی میكند و بعداً با او تماس میگیریم و خواب خود را برای او نقل میكنیم كه دیشب شما را چنین و چنان در خواب دیدم و با شما حرف زدم، میبینیم كه او به كلی از این مسائل بی خبر است. پس قیافة او كه در عالم خواب برای ما نمودار شده خودِ او نیست. اگر در بیداری او را میدیدیم و با او حرف میزدیم خود او هم از این رابطة با ما باخبر بود چون ملاقات بین دو طرف واقع شده و دو طرف با یكدیگر گفتگو کردهاند، ولیكن در عالم خواب ملاقات و مذاكره با خود او نیست بلكه به قیافهای مانند اوست، كه خداوند آن قیافه را مقابل ما میسازد و ما از آن بی خبریم. و گاهی چنین است كه قیافهای كه در عالم خواب برای ما نمودار میشود درست همان انسان واقعی است، طوری كه هر دو طرف خبر دارند كه یكدیگر را در خواب دیده و چنین و چنان با هم حرف زدهاند. نمونة این خوابها در تاریخ ملاقات هایی است كه بین حضرت امام حسن عسكری (ع) و همسر او نرجس مادر امام زمان به وجود آمده، كه آنها پیش از ازدواج از طریق خواب و خواب دیدن با یكدیگر آشنا شدهاند؛ عقد ازدواج و جشن ازدواج هم در عالم خواب به وجود آمده و شوهر، زن خود را در عالم خواب راهنمائی كرده است كه چه كند و از چه راهی بیاید تا در عالم بیداری بین او و شوهرش ازدواج برقرار شود (طبق آنچه در تاریخ و مخصوصاً در كتاب منتهی الامال ذكر شده است). در این خوابها مشاهده میكنیم كه طرفین آنچنان كه در بیداری با یكدیگر تماس میگیرند و از ملاقات و مذاكره با یكدیگر اطلاع دارند در عالم خواب هم تماس گرفتهاند. پس با این نمونهها كشف میكنیم كه قیافههایی كه در عالم خواب برابر انسان نمودار میشود همان انسانهای عالم بیداری نیستند و شاید صورتهایی هم که از مردگان در عالم خواب میبینیم و با آنها حرف میزنیم همان انسانهای واقعی نباشند؛ و شاید هم همانها باشند. در هر صورت اشباح عالم خواب صورتهایی است كه خداوند متعال برابر انسان میسازد و به وسیلة آن صورتها با انسان حرف میزند تا او را به علمی و یا دانشی هدایت كند؛ و یا صورتهای دیگری از حیوانات و نباتات و چیزهای دیگر میسازد كه برای مسائلی و یا حقایقی نمونه هستند و تعبیركنندگان خواب از مسیر همین نمونهها به فراست كشف میكنند كه چه حادثهای برای صاحب خواب اتفاق خواهد افتاد. (مقاله هدایت از طریق خواب)