محرمات‌ و مكروهات‌ راه‌ به‌ سوی ضررها و خطرها و محروميت‌ از نعمت‌های خدا در دنيا و آخرت‌ است‌ و مجموعه‌ اين‌ راه ها به‌ صورت‌ قوانين‌ جامع‌ و كلی در اختيار انسان‌ گذاشته‌ شده‌ است‌. ظهور فوائد و منافع‌ و مضرات‌ و خطرات‌ از طريق‌ واجبات‌ و مستحبات‌ و يا محرمات‌ و مكروهات‌ يك‌ امری است‌ قهری و طبيعی. اعمال‌ بد و خوب‌ به‌ جای علت‌ است‌ و نتايج‌ بد و خوب‌ به‌ جای معلول‌. پس‌ هر كس‌ در راه‌ ترك‌ واجبات‌ و مستحبات‌ است‌ قهراً از نعمت‌های خدا در دنيا و آخرت‌ محروم‌ میشود و هر كس‌ در راه‌ ارتكاب‌ محرمات‌ و مكروهات‌ است‌ قهراً با عذاب‌های بزرگی روبرو میشود. نهايت‌ درك‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ عمل‌ به‌ جای علت‌ و نتيجه‌ به‌ جای معلول‌ است‌ برای اكثريت‌ مردم‌ ممكن‌ نيست‌ اكثريت‌ بشر عمل‌ بد يا خوب‌ را انجام‌ می دهند و از آينده‌ آن‌ اعمال‌ بی خبرند. در ابتدای امر پيغمبران‌ اعمال‌ بد و خوب‌ را به‌ صورت‌ احكام‌ و مقررات‌ و نتايج‌ بد و خوب‌ را به‌ صورت‌ كيفر و پاداش‌ گوشزد مردم‌ كرده‌ اند و خداوند متعال‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ قانون‌ گذار و مانند يك‌ پادشاه‌ كه‌ بندگان‌ خود را مزد میدهد و يا كيفر می كند معرفی كرده‌ اند و گفته‌ اند از خدا بترسيد معصيت‌ خدا نكنيد، به‌ خدا اميدوار باشيد و او را اطاعت‌ كنيد. يك‌ معلومات‌ ابتدائی از اعمال‌ و نتايج‌ اعمال‌ به‌ وجود آورده ‌اند به‌ جای اينكه‌ بگويند از نتايج‌ اعمال‌ بترسيد گفته ‌اند از خدا بترسيد زيرا ترس‌ از خدا به‌ فهم‌ اكثريت‌ مردم‌ نزديكتر و مأنوس ‌تر از ترس‌ از نتيجه‌ اعمال‌ است‌، به‌ طور كلی همه‌ جا گفته‌ اند از خدا بترسيد و گناه‌ نكنيد با اينكه‌ بايد بگويند از گناه‌ بترسيد. در اين‌ آيه‌ شريفه‌ ضمن‌ يك‌ سئوال‌ و يك‌ جواب‌ خداوند مردم‌ را متوجه‌ می كند كه‌ ترس‌ از خدا يعنی ترس‌ از گناه‌ و نتايج‌ آن.‌ اگر گناه‌ نيست‌ خوف‌ و ترسی هم‌ وجود ندارد زيرا خداوند به‌ اراده‌ خود مهيب‌ و ترس‌ آور نيست‌ بلكه‌ نتيجه‌ اعمال‌، انسان‌ را گرفتار می کند. مانند ظلم‌ و عدالت‌ كه‌ عداوت‌ و محبت‌ به‌ وجود میآورد. در آيه‌ بعد از آن‌ مردم‌ را متوجه‌ حقيقت‌ ديگری میكند كه‌ گناهكاران‌ از گناه‌ و معصيت‌ خود عذاب ها و خطرات‌ بزرگی برای خود به‌ وجود میآورند كه‌ خواهی نخواهی گرفتار آن‌ عذاب ها می شوند اگر مايلند كه‌ با آن‌ خطرات‌ روبرو نشوند راه‌ نجات‌ از نتايج‌ اعمال‌، پناهنده‌ شدن‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌.گناه‌ و معصيت‌ مانند مرض‌ است‌. خداوند متعال‌ مانند طبيب‌. كسانی كه‌ به‌ مرض‌ گناه‌ مبتلا هستند هر چه‌ زودتر بايستی به‌ خدا پناهنده‌ شوند تا خداوند آنها را از دايره‌ نتايج‌ كفر و گناه‌ نجات‌ دهد و به‌ سعادت‌ كامل‌ برساند به‌ همين‌ مناسبت‌ میفرمايد: كسانی روز قيامت‌ در سعادت‌ و آسايش‌ كامل‌ قرار می گيرند كه‌ نتايج‌ كفر و گناه‌ از آنها برداشته‌ باشد و مشمول‌ عفو و رحمت‌ خدا قرار گيرند. اين‌ جمله‌ در اين‌ آيه‌ شريفه‌ نمايشگر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسان‌ها خواهی نخواهی گرفتار نتايج‌ اعمال‌ بد خود میشوند كه‌ مجموعه‌ آن‌ نتايج‌ به‌ نام‌ جهنم‌ و آتش‌ شناخته‌ شده‌ است‌. نجات‌ از آن‌ گرفتاری ها، توقف‌ بر اين‌ دارد كه‌ اولاً عذاب ها از آنها برداشته‌ شود ثانياً رحمت‌ الهی شامل‌ حال‌ آنها شود. معلوم‌ است‌ كه‌ رفع‌ عذاب‌ و شمول‌ رحمت‌، هر دو عملی است‌ ارادی و عنايتی بيرون‌ از دايره‌ علت‌ و معلول‌ و يا عمل‌ و نتيجه‌ عمل‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ انسانی خود را آتش‌ بزند و به‌ يك‌ قدرتی پناهنده‌ شود كه‌ او را از عذاب‌ آتش‌ نجات‌ دهد. ظهور آتش‌ و سوزندگی آن‌ عملی است‌ قهری و طبيعی ولی نجات‌ انسان‌ از عذاب‌ و آتش‌ عملی است‌ ارادی و عنايتی، يعنی به‌ اراده‌ نجات‌ دهنده‌ و توجه‌ او پيدا میشود. انسان‌های كافر و گناهكار قهراً به‌ نتايج‌ بد اعمال‌ خود مبتلا میشوند و هيچ‌ قدرتی نمیتواند آنها را از دايره‌ آن‌ عذاب ها نجات‌ دهد طبيعت‌ بر انسان‌ها حاكميت‌ دارد. كسی كه‌ چاهی بكند عمق‌ چاه‌ بر او حاكميت‌ دارد بايستی در انتهای آن‌ چاه‌ محبوس‌ است‌ و كسی كه‌ خود را آتش‌ بزند حرارت‌ آتش‌ بر او حاكميت‌ دارد. همين‌ طور ساير عذاب ها كه‌ از نتايج‌ اعمال‌ بد به‌ وجود مي ‌آيد بر انسان‌ حاكميت‌ دارد. انسان‌ نمي ‌تواند خود را از دايره‌ حاكميت‌ عمل‌ و نتايج‌ آن‌ آزاد سازد. خداوند میفرمايد: كل‌ نفس‌ بما كسبت‌ رهينه‌ .هر انسانی در گرو نتايج‌ عمل‌ خود است‌. پس‌ خواهی نخواهی نتايج‌ عمل‌ مانند محيط‌ و طبيعت‌ و سيل‌ و زلزله‌ و دريا و صحرا بر انسان‌ حاكميت‌ دارد. نجات‌ از اين‌ حاكميت‌ توقف‌ بر اين‌ دارد كه‌ انسان‌ به‌ يك‌ نيرو و قدرت‌ حاكم‌ بر طبيعت‌ پناهنده‌ شود كه‌ آن‌ قدرت‌ بتواند انسان‌ را از دايره‌ حاكميت‌ طبيعت‌ و نتايج‌ اعمال‌ آزاد سازد و آن‌ نيروی حاكم‌ فقط‌ و فقط‌ خداوند متعال‌ است‌. لذا يگانه‌ راه‌ منحصر برای نجات‌ انسان‌ها از دايره‌ حاكميت‌ عمل‌ پناهندگی به‌ خدا و توبه‌ است‌. هر كس‌ از شرارت‌ و جسارت‌ ديو نفس‌ خود بگريزد به‌ خدا پناهنده‌ شود و نجات‌ خود را از خدا بخواهد خداوند او را از عذاب ها و بلاها نجات‌ میدهد امراض‌ روحی او را معالجه‌ میكند و او را مشمول‌ عنايات‌ و الطاف‌ خاصه‌ خود میسازد. همين‌ است‌ را نجات‌، راه‌ منحصر به‌ فرد كه‌ خدا میفرمايد: من‌ يصرف‌ عنه‌ يومئذ فقد رحمه‌. (تفسیر سوره انعام)