هلاكت غیر از مرگ است. مرگ برای مؤمن و كافر مقدر است. همه كس می میرند. این زندگی دنیا یك خط مسافرت بیشتر نیست. مسافر عاقبت بیابان ها را رها میكند و به مقصد می رسد پس مؤمن و كافر هر دو از دنیا میروند ولیكن هلاكت با مرگ فرق دارد. هلاكت به معنای این است كه موجودیت انسان و سرمایههای او از بین برود و محصولی نداشته است مانند باغی كه آتش میگیرد و از بین می رود و مانند كسی كه از دنیا می رود و از عمر خود برای آخرت بهره ای نمی برد و اما مرگ به معنای این است كه انسان از دنیا به عالم آخرت منتقل شود و به زندگی خود ادامه دهد مانند كسی كه می خوابد برای بیدار شدن و یا مانند سرمایه تجارتی كه متاعی می رود و متاع دیگر جای آن را می گیرد. هلاكت مخصوص كفار است كه از دنیا میروند و نتیجه ای به جز وِزر و وَبال و مسئولیت برای آنها باقی نمی ماند. پس زندگی آنها مانند زراعتی است كه می خشكد و یا باغ و جنگلی است كه آتش می گیرد، ولیكن مرگ مؤمن به معنای متاعی است كه از دست می رود و متاعی بهتر از آن حاصل می شود. دنیا میرود، آخرت جای آن را می گیرد. پس در تفسیر این آیه گرچه ما مرگ سلیمان را ردیف مرگ سایر قدرتمندان دیگر قرار دادیم ولیكن این دو مرگ با یكدیگر فرق دارد. مرگ ابر قدرتهای كفر، هلاكت است ولیكن مرگ سلیمان، سعادت آخرت. خداوند در این آیه میفرماید ما ابر قدرت های كفر را به سبب گناهشان هلاك كردیم. گناه به همان آتشی می ماند كه باغ و زراعت را می سوزاند زندگی گناهكاران به سبب گناه آتش می گیرد، آنها به هلاكت می رسند و اهل ایمان با مُردن به حیات دیگری منتقل می شوند. (تفسیر سوره انعام)