وقتی كافر و ظالم با فرشته مرگ دست به گریبان می شود می گوید كه خدایا مرا به دنیا برگردان شاید بتوانم عمل صالح انجام بدهم خداوند میفرماید: اینطور نیست تو این حقیقت را قبلاً می دانستی كه عاقبت با نتایج عمل خود روبرو خواهی شد. در این آیه شریفه هم میفرماید: كه اگر به دنیای پیش از مرگ برگردند همان اعمال و افكار را تكرار می كنند و این برگشت برای آنها و برای دیگران فایده ای ندارد. نكته علمی در این آیه شریفه همین است كه منظور از این برگشت، برگشت به حالات گذشته و زمان گذشته است و این برگشت در صورتی ممكن است كه انسان حالات و افكار موجود خود را از دست بدهد تا بتواند به حالات و افكار گذشته برگردد. برگشت از عالم آخرت به زندگی دنیا مانند برگشت از زندگی دنیا به رحم مادر است. انسانی كه مدتی در جهان زندگی كرده به محیط زندگی و حوادث روزگار آشنا شده است اگر هم امكان برگشت به رحم مادر برای او میسر شود این برگشت در صورتی ممكن است كه افكار و دانش هائی كه از محیط زندگی خود و از برخورد به حوادث كسب نموده تماماً از او گرفته شود و او را از نظر فكری به دوران كودكی و جنین برگردد تا ممكن باشد كه در رحم مادر قرار گیرد. در این صورت جنینی خواهد بود مانند سایر اطفال در رحم مادر بچه در رحم مادر فاقد معلوماتی است كه مربوط به زندگی دنیاست. معلومات او فقط حالاتی است كه منحصر به رحم مادر است. او از خود و جهانی كه خارج از وجود اوست و همچنین از جهانی كه در آن زندگی می كند بی خبر است و این بی خبری یگانه عاملی است كه او را به حالت جنینی و زندگی در رحم مادر قانع كرده است. اگر خود را بشناسد و از جهان خارج خبر داشته باشد خود را در حبس خانه رحم زندانی می بیند حالت خفقان و انفجار برای او دست میدهد. پس انسان اگر با همین افكار و حالاتی كه در زندگی دنیا دارد به رحم مادر برگردد مانند یك زندانی است كه به حبس خانه می رود و اگر این حالات و افكار از او گرفته شود و به حالات كودكی و جنینی برگردد مانند سایر اطفال در رحم مادر از خود و جهان خود و جهان خارج از وجود خود بی خبر است. به جز حالات جنینی و كودكی حالتی دیگر ندارد كسانی كه در زندگی آخرت با نتیجه اعمال خود روبرو می شوند و آرزو می كنند كه ای كاش به دنیا برگردند، همین حالت را دارند. آرزوی برگشت آنها به دنیا مانند آرزوی برگشت انسان به رحم مادر است. صرفنظر از اینكه چنین برگشتی ممكن نیست اگر هم ممكن باشد بایستی تمام حالات و افكار آخرتی آنها كه منشاء ندامت و پشیمانی شده است از آنها سلب شود تا بتوانند به حالات دوره ماقبل برگردند. در این صورت در همان حالات و افكار مربوط به دنیای خود قرار می گیرند. حالات و افكار آخرتی از آنها سلب میشود. در نتیجه اقدام به همان اعمالی می كنند كه قبلاً كرده بودند. خداوند برهان عدم برگشت آنها را به اعمال صالح و كارهای آخرتی در آیه بعد منعكس می كند و میفرماید: آنها در محیط زندگی خود اسیر طبیعت بودند و به جز خوردن و آشامیدند و لذائذ مادی به چیز دیگری فكر نمی كردند. می گفتند هر چه هست همین زندگی دنیاست كه از حیات شروع میشود و به مرگ خاتمه پیدا می كند. دیگر ماقبل و مابعد برای انسان قابل تصور نیست. ما هرگز بعد از مرگ زنده نخواهیم شد و آخرتی نخواهیم داشت. براساس یك چنین عقیده ای هرگز برای جهانی كه به آن عقیده نداشتند فكر نكردند و برای خود چنین آینده ای ندیدند. اگر از زندگی عالم آخرت به همین حالات برگردند باز هم عاقبت ببینی آنها از بین میرود و اقدام به عمل صالح نخواهند كرد. زیرا حركت به عالم آخرت یك حركت تكاملی است كه برگشت به معنای رجوع به نقص است كه باز در همان حال و فكر دنیا قرار می گیرند. اگر حالات آنها را هنگام روبرو شدن با آتش ببینی كه در آن حال به آنها می گویند: آیا آتش جهنم یك واقعیت نبود كه شما را از آن برحذر داشتند؟ جواب میدهند چرا واقعیتی بود كه به ما گفته بودند. در آن حال به آنها می گویند نتیجه اعمال خود را بچینند و عذاب جهنم را بچشید كه حاصل كفر شما بود. یگانه عامل پیدایش جنگ و عذاب و آتش آخرت كفر و گناه است. اگر انسان ایمان به خدا داشته باشد هرگز به خود و دیگران ظلم نمی كند. انسان مؤمن در شعاع اختیار و اراده خدا انجام وظیفه می كند. بدون اذن و اجازه خدا دست به هیچ كاری نمی زند و مخصوصاً از ایجاد بلوا و جنگ و قتل و آدم كشی وحشت دارد زیرا مؤمن عظمت خدا را درك كرده و زندگی آخرت را می بیند ولیكن كافر فقط خود را می بیند و از زندگی آخرت بی خبر است. به همین مناسبت موفقیت خود را از راه ظلم به دیگران شروع می كند و مجبور است كه برای ظلم و ستم خود را به نیرو و قدرت مجهز كند و هر روز عذاب و بلائی برای ظلم به دیگران به وجود آورد تا عاقبت موفق به كشف نیروی آتش و عذاب جهنم می شود و قهراً گرفتار نتیجه عمل خود می شود. (تفسیر سوره انعام)