محرّک عقل و دانش انسان صرفا دوچیز است و بس.

از اعتراضات‌ مكذبين‌ این است که آنها میگويند كه‌ چرا معجزه‌ ای بر پيغمبر ظاهر نمیشود و چرا اين‌ پيغمبر مانند موسی و عيسی عصا و اژدها ندارد. بگو خدا قدرت‌ دارد آيتی نازل‌ كند وليكن‌ معجزات‌ مايه‌ پرورش‌ عقل‌ و ايمان‌ نيست‌. معجزات‌ همين‌ قدر فايده‌ دارد كه‌ زبان‌ ايراد و اعتراض‌ را می بندد و دشمنان‌ را از تعرض‌ به‌ رسول‌ خدا باز میدارد وليكن‌ عقل‌ و دانش‌ در مردم‌ به‌ وجود نمی آورد. اكثريت‌ مردم‌ به‌ حقيقت‌ معجزه‌ آگاه‌ نيستند و عقلی ندارند كه‌ معجزات‌ را نشانه‌ قدرت‌ الهی بشناسند. اگر چنين‌ عقلی میداشتند تمام‌ مظاهر خلقت‌ و موجودات‌ هر كدام‌ معجزه‌ ای است‌ كه‌ بر قدرت‌ و عظمت‌ خدا دلالت‌ می كند. پس‌ اكثريت‌ جاهل‌ از وقوع‌ معجزات‌ نتيجه‌ ايمانی و عقلی نمی گيرند. آنها بايستی در مسير كار و كوشش‌ و برخورد به‌ حوادث‌، عقل‌ و هدايت‌ ايمانی پيدا كنند. همين‌ آيه‌ اثبات‌ می نمايد كه‌ محرّك‌ عقل‌ و دانش‌ فقط‌ دو چيز است‌ يكی ايمان‌ و عقيده‌ كه‌ توأم‌ با تفكر باشد. دوم‌ – بروز حوادث‌ و ابتلائات‌ كه‌ انسان‌ مبتلا را متنبه‌ كند. معجزات‌ مربوط‌ به‌ هيچ يك‌ از اين‌ دو راه‌ نيست‌. زيرا آنكه‌ عقلش‌ بيدار است‌ و ايمان‌ به‌ خدا دارد از طريق‌  ايمان‌ و تفكر، هدايت‌ میشود و همه‌ چيز در نظر او معجزه‌ است‌. او احتياج‌ به‌ منطق‌ و استدلال‌ دارد، تشنه‌ علم‌ و دانش‌ است‌ تا هر چه‌ بيشتر از مسير علم‌ و دانش‌ به‌ خدا نزديك‌ شود. و اما آن‌ كسی كه‌ دارای ايمان‌ و عقيده‌ نيست‌ به‌ جهل‌ و غفلت‌ مبتلاست‌. معجزات‌ او را بيدار و آگاه‌ نمی كند چنانكه‌ تاريخ‌ نشان‌ میدهد قوم‌ موسی آن‌ همه‌ معجزات‌ ديدند وليكن‌ هدايت‌ نشدند. وقتی به‌ قومی برخورد كردند كه‌ هر كدام‌ از آنها مجسمه ‌ای را می پرستيدند و  آن‌ را خدای خود میدانستند به‌ موسی گفتند كه‌ چرا برای ما خدائی نمی سازی و چرا ما مانند اين‌ بت ‌پرستان‌ خدائی نداريم‌ كه‌ آنها را عبادت‌ كنيم‌. نفهميدند كه‌ بتها نمی توانند آن‌ همه‌ معجزات‌ به‌ وجود آورند. نتوانستند از ظهور آن‌ معجزات،‌ عظمت‌ خدا را درك‌ كنند و خدا را از شباهت‌ به‌ مخلوقات‌ منزه‌ بشناسند. پس‌ تنها راه‌ منحصر برای پيدايش‌ عقل‌ و معرفت،‌ يا تعليمات‌ است‌ برای كسانی كه‌ ايمان‌ و عقيده‌ دارند و يا برخورد به‌ حوادث‌ و ابتلائات‌، تا نتايج‌ كفر و گناه‌، آنها را از كفر و گناه‌ برگرداند به‌ پناه‌ خدا ببرد و حالت‌ توبه‌ و اِنابه‌ در نتيجه‌ ايمان‌ و تقوی در آنها به‌ وجود آورد. در آيه‌ 38 برای تحكيم‌ مبانی آيات‌ بالا در اثبات‌ اينكه‌ تسليم‌ جاهلانه‌ فايده ‌ای ندارد میفرمايد: همه‌ جنبندگان‌ و تمام‌ پرنده ‌هائی كه‌ با دو بال‌ خود پرواز می كنند امتی مانند شما انسانها هستند كه‌ در دايره‌ قدرت‌ و اطاعت‌ خدا انجام‌ وظيفه‌ می كنند. ما همه‌ چيز را در عالم‌ خلق‌ كرديم‌ و از آنچه‌ لازم‌ بوده‌ چيزی فروگذار نكرده ‌ايم‌ وليكن‌ اين‌ همه‌ پرندگان‌ و جنبندگان‌ و حشرات‌ و حيوانات‌ كه‌ تسليم‌ قدرت‌ پروردگار هستند، برای خدا و اولياء خدا منشاء حكومت‌ و سلطنت‌ نشده‌ اند. تسليم‌ جاهلانه‌ انسانها هم‌ مانند تسليم‌ همين‌ حشرات‌ و حيوانات‌ است‌ كه‌ منشاء پيدايش‌ حكومت‌ و سلطنت‌ خدا نيست‌. پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ انسانها را در مسير عقل‌ و دانش‌ و پيدايش‌ آزادی و آگاهی رها كنی تا بفهمند،‌ و با معرفت‌ خود به‌ سوی خدا بروند، تسليم‌ قدرت‌ و حكومت‌ خدا شوند. از اين‌ راه‌ به‌ وسيله‌ انسانهای عالم‌ و عارف‌ يك‌ مدينه‌ فاضله‌ به‌ وجود می آيد كه‌ حق‌ خدا و حق‌ بندگان‌ خدا زنده‌ میشود. (تفسیر سوره انعام)