باید بدانیم تنها عملی كه بین افراد محبت به وجود می آورد احسان است. احسان یعنی نیكی كردن به بندگان خدا بدون اینكه انتظار اجر و پاداشی از بندگان خدا داشته باشند یعنی برای جلب رضای خدا به مردم خدمت كنند به طوری كه اگر خانواده ای را پرورش دهند و آنها را از مرگ و هلاكت نجات دهند، خود گرسنه بمانند و آنها را سیر كنند از آن خانواده در برابر این خدمات حیاتبخش، كوچكترین انتظاری نداشته باشند كه گوئی هرگز به آنها خدمت نكرده و آنها را نمیشناسند. احسان به معنای این است كه به عنوان مأموریت از جانب خداوند متعال به بندگان خدا خدمت كنند، اجر و پاداش خدمت خود را از خدا بخواهند. یك چنین خدمتی احسان نامیده میشود و انسان خدمتگزار برای مردم بار سنگینی مانند كوه را به دوش می كشد و از آنها انتظار ندارد برای او باری به اندازه كاه به دوش خود بكشند. فایده یكچنین خدمتی این است كه مستقیما” محبت خدمتگزار در دل انسان مخدوم قرار می گیرد و محبت آنها نیز در دل انسان خدمتگزار جا میگیرد، چنان محبتی به وجود میآید كه گوئی هر كدام از آنها برای پرورش و خدمت به دیگری خلق شدهاند. به همین منظور خداوند آخر سوره مریم میفرماید: كسانی كه ایمان به خدا دارند و به منظور جلب رضای خدا به مردم خدمت می كنند، ما از خدمات آنها مودت به وجود می آوریم یعنی محبت آنها را در دل مردم و محبت مردم را در دل آنها قرار میدهیم. نظر به اینكه احسان به مردم بدون انتظار اجر و پاداش از آنها كاری بسیار بزرگ و سنگین است. شاید می شود گفت عملی است كه مخصوص اولیاء خدا و مؤمنین كامل الایمان هست. خداوند در تقاضای یكچنین عمل سنگین و نتیجه بخش، تخفیف قائل شده است، احسانی كه از تمام مردم اعم از زن و مرد انتظار دارد و برای آنها آسان است این است كه فرمان خدا را در این مورد اجرا كنند و در خط خدمت باشند كه همان احسان مردم به پدر و مادر است. برای همه كس آسان است كه به پدر و مادر خود احسان كند و در برابر این احسان از پدر و مادر خود انتظار اجر و پاداشی نداشته باشد. برای خدمت به پدر و مادر درجات و مراتبی بهوجود آورده است كه فرزندان می توانند با انجام دادن بهترین و آخرین مرتبه آن ایمان خود را به كمال برسانند. پدر و مادر در ابتدا مأموریت دارند كه در خدمات خود به فرزندان كاملا” هدف الهی و آخرتی داشته باشند. مانند مزدور و یا باغبانی نباشد كه به انتظار پاداش از فرزندان و بهره برداری از ثمرات وجودی آنها به آنها خدمت كنند بلكه لازم است صددرصد در خدمتشان هدف الهی و آخرتی داشته باشند. برای فرزندان مسئولیتی اضافه بر آنچه دین برای آنها به وجود آورده است، به وجود نیاورند. زیرا همان تمایلات دینی برای ایجاد مسئولیت در فرزندان كفایت میكند. دیگر اینكه در اوامر و نواهی خود به فرزندان تسهیلاتی قائل شوند و امر و نهی ای كه در تعیین وظائف آنها دارند متناسب با استعداد آنها و محیط زندگی آنها باشد. (کتاب شجره طوبی بحث برّالوالدین و عقوق )