دعاها صرفا” برای این نیست كه انسان جملات آن را تكرار كند و دست به سوی خداوند متعال بردارد. تكرار این جملات و دست بالا بردن به سوی خداوند متعال فقط ما را متوجه نعمتهای خدا میكند و هم این حقیقت را در فكر ما جلوه میدهد كه بایستی برای استفاده از نعمتهائی كه در این جملات دعائی ذكر شده از خداوند متعال كمك بگیریم. در اینجا كه ما خود را آماده میكنیم از خدا كمك بخواهیم خدا هم به ما وعده كمك میدهد. بین ما و خدا، عمل و فعالیت در تصرف نعمتهای خدا در طبیعت و كسب آن نعمتها بر اساس راهنمائی خداوند متعال باقی میماند بطوری كه اگر ما انسانها از عمل و فعالیت برای استفاده از منابع طبیعت باز ماندیم در واقع دست گیرنده خود و دست بخشنده خدای خود را فلج كرده ایم. در این حال نه ما می توانیم از لطف خدا استفاده كنیم نه خدا راهی دارد كه لطف و رحمت خود را به ما برساند. كره زمین و تمام منابع طبیعی آن با تمام عوامل سازنده در زمین و آسمان دست دهنده و بخشنده خداوند متعال هستند خداوند از طریق جمادات و نباتات و حیوانات و منابع صحرا و دریا و سایر عوامل آسمانی، ثروت خود را در اختیار ما انسانها گذاشته و ما را راهنمائی كرده است كه چگونه و تحت چه شرایطی از آن ثروت ها استفاده كنیم. پس ما انسانها كه گیرنده لطف و بركات الهـی هستـیم در ضمن عمل و فعالیت میتوانیم از نعمتهای خداوند متعال استفاده كنیم. خـداوند متعـال میتوانست در میان جنگل ها و صحراها آنقدر بركات و روزی فـراوان سـاختـه و آمـاده بسازد و بریزد كه ما انسانها با كوچكترین فعالیت و بـدون زحـمت هـر چه بخواهیم از آن نعمتها استفاده كنیم. آن طور كه علفها را ساخته بدون زحـمت در اختیـار حیوانات میگذارد و حیوانات بدون عمل كشاورزی و درختكاری از آن علفهـا استفـاده میكنند، احتیاج به كار و فعالیت حیوانات نیست. اگر خداوند متعـال برای ما انسانها هم به همین شكل روزی میآفرید و میـوه های فراوان و ساخته شده در جنگـل غذا و لباس آماده در طبیعت، همین طور همه چیز آماده بدون زحمت در اختیار ما میگذاشت، مفت خوری و تن پروری ما را در همان حد حیوانات نگه میداشت و منشاء كمال و ترقی و مایه پیدایش علم و حكمت برای ما انسانها نبوده در نتیجه مـا هم حیوانـاتی بودیم كه شكم پر میكردیم و میخوابیدیم. لذائذ مادی مـارا درحد حیوانات نگه میداشت، جهش و ترقـی در ما به وجود نمیآمـد و از آن دو رقـم بزرگ دیگر یعنی منابع فیض انسانهـا و لطف خدا محروم می شدیم. مزه علم و حكمت را نمی چشیدیم و از لذائذ علم و دانش و معارف محروم می شدیم. خود ما و همه چیز برای ما مجهول بود. خداوند متعال برای این كه ما انسانها را در خط كمال و ترقی به سوی خود و سایرنعمتها حركت دهد و ذخائر ثروت دنیا و آخرت را در اختیار ما بگذارد، چنان مقدر كـرد كـه هر نعمتی از نعمت های او ضمن انجام دو عمل و اراده دو عامل در اختیار انسانها قرار گیرد. عامل انسانی و عامل الهی. درست مانند كشاورزی و درختكاری كه در اینجا عمل شخم زنی و درختكاری و آبیاری را به عهده ما انسانها واگذار كـرد و در ضمـن انجام چنین اعمالی بركات خود را در اختیار ما گذاشت. درختهای جنگل میوه مـرغـوب ندارد ولی از درختی كه ما انسانها میكاریم میوه های مطلوب و مرغوب به وجود میآید. همینطور برای تصرف هر نعمتی از نعمتهای خدا در طبیعت یك شـرایط عملـی برای مـا انسانها مقرر شده كه با كوشش و فعالیت ما، خدا آن نعمتی كه بـه ما وعده داده است در اختیار ما میگذارد. پس دعاها و عبادتها صرفا” برای دو چیز اسـت. یكـی بـرای راهنمائی به منابع نعمت و ثروت در طبیعت و دیگر برای استفـاده از اراده و مشیت خدا، و این كه از او تقاضا كنیم كه ما را در استفاده از ثروت هـائی كـه آفریده است، كمك كند. در این میان عمل و فعالیت ما باقی میماند كه در مرحله اول بایستی دست ما بجنبد و تحرك در ما به وجود بیاید تا در نتیجـه دست خـدا هـم برای ما بجنبد و اراده خدا كه همان عوامل طبیعت است، با ما همكاری كند. اگر ما انسانها كار و كوشش خود را تعطیل كردیم، عوامل طبیعت هم از سازندگی برای ما خودداری میكند. با این وصف میتوانیم معنای فرمایش امام دوم و حدیث مشهور (من لامعاش له لامعاد له) را بفهمیم. معاد یعنی تكمیل نعمتهای خدا برای مـا. معـاش یعنی كوشـش ما برای استفـاده از آن نعمتها، كه اگر ما دست از كار و كوشـش بـرداریم خدا نیز از بذل و بخشش نعمت به ما مضایقه خواهد كرد. پس تمام دعاها در ضمن عـمل و فعالیت، قابل استجابت است. درخت بكاریم و از خدا میوه بخواهیم كشاورزی كنیـم تا خـدا به ما روزی و بركت عنایت كند. (کتاب شجره طوبی)