این‌ حقیقت‌ كاملاً معلوم‌ است‌ كه‌ ما انسانها جزئی‌ از اجزاء طبیعت‌ و شاخه‌ یا ثمره‌ ای‌ از ثمرات‌ آن‌ می ‌باشیم.‌ طبیعت‌ یعنی‌ آب‌ و هوا و خاك‌ و آتش‌ و نور و حرارت‌ و مجموعه‌ عواملی‌ كه‌ از داخل‌ و خارج‌ طبیعت‌ فعالیت‌ می‌كنند و در آن،‌ تحولات‌ و حوادث‌ به‌ وجود می‌آورند. گیاه ها و درخت ها، میوه‌ ها، آب ها، حرارت‌ و برودت ها، سیل‌ و زلزله ‌ها، امراض‌ و آفات‌، خوشی ها و ناخوشی ها، حوادث‌ داخلی‌ وجود انسان‌ و یا خارجی‌ آن‌ همه‌ این ها طبیعت‌ و محصول‌ آن‌ است‌. در اینجا نظر كفار و مادیین‌ درباره‌ ظهور این‌ همه‌ علل‌ و عوامل‌ طبیعی‌ این‌ است‌ كه‌ همه‌ این ها به‌ خاصیت‌ طبیعت‌ بوده‌ و اعمالی‌ است‌ غیر ارادی‌، قهری‌ و طبیعی‌. آنها می‌ گویند طبیعت‌ مانند یك‌ ماشین‌ مجهز و كوك‌ شده ‌ای‌ است‌ كه‌ بدون‌ علم‌ و اراده‌ كارهای‌ مربوط‌ به‌ خود را انجام‌ می‌دهد و در انجام‌ كارهای‌ طبیعی‌ خود شعور و اراده ‌ای‌ ندارد. جاذبه‌ زمین،‌ سنگ های‌ آسمانی‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ می‌كند، تابش‌ آفتاب،‌ دریاها را به‌ جوش‌ می‌ آورد و از آن،‌ جوشش‌ باد و باران ها و سیل‌ و طوفان ها را به‌ وجود می ‌آورد. همه‌ این‌ حوادث،‌ بدون‌ اراده‌ و مشیت‌ انجام‌ می‌ گیرد. برای‌ نجات‌ از شرّ و آفات‌ طبیعی‌ چاره‌ ای‌ بجز مبارزه‌ با طبیعت‌ نیست‌. در آنجا كه‌ طبیعت‌ افواج‌ ملخ‌ و پرندگان‌ نابود كننده‌ را و یا حشرات‌ زاینده‌ امراض‌ را به‌ جنگ‌ انسان‌ می ‌فرستد یگانه‌ راه‌ نجات‌ از این‌ شرور و آفات‌، مبارزه‌ با طبیعت‌ به‌ وسیله‌ جنگ‌ افزارهای‌ طبیعی‌ است‌. اگر طبیعت‌ با شعور و اراده‌ بود و یا شعور و اراده‌ ای‌ از ماوراء طبیعت‌ حاكمیت‌ بر آن‌ داشت‌ می‌ توانستیم‌ برای‌ نجات‌ از این‌ شرور و آفات‌ به‌ آن‌ اراده‌ پناهنده‌ شده‌ و از نیروی‌ حاكم‌ استفاده‌ كنیم‌ ولیكن‌ شعور و اراده ‌ای‌ این‌ چنین‌ حاكم‌ بر طبیعت‌ وجود ندارد كه‌ انسان‌ به‌ آن‌ پناهنده‌ شود. یگانه‌ راه‌ منحصر به‌ فرد، آمادگی‌ انسان‌ برای‌ جنگ‌ و مبارزه‌ با طبیعت‌ است‌. ولیكن‌ انسانهای‌ موحد و خداشناس‌ می‌گویند كه‌ طبیعت‌ اسباب‌ و ابزاری‌ به‌ دست‌ اراده‌ و مشیت‌ خداوند متعال‌ است‌ اوست‌ كه‌ هر كاری‌ را به‌ مشیت‌ خود انجام می‌دهد و با اراده‌ و مشیت‌ خود علل‌ و عوامل‌ طبیعت‌ را به‌ هر كیفیتی‌ كه‌ بخواهد تغییر می‌دهد. الهیون‌ می‌گویند هر كاری‌ كه‌ در طبیعت‌ واقع‌ می‌شود به‌ مشیت‌ است‌. مادیون‌ می‌گویند هر كاری‌ كه‌ واقع‌ می‌شود به‌ طبیعت‌ است‌. الهیون‌ می‌ گویند برای‌ نجات‌ از شرور و آفات‌ طبیعی‌ می ‌توانیم‌ به‌ نیروی‌ حاكم‌ بر طبیعت‌ پناهنده‌ شویم،‌ طبیعیون‌ می‌گویند پناهندگی‌ به‌ نیروی‌ حاكم‌ بر طبیعت‌ خرافه‌ و افسانه‌ است‌. انسان‌ چاره ‌ای‌ ندارد كه‌ یا اسیر عوامل‌ طبیعت‌ باشد و یا با اراده‌ خود با طبیعت‌ مبارزه‌ كند. یكی‌ از اصول‌ اساسی‌، كه‌ طبیعیون‌ و الهیون‌ در آن‌ اصل‌ با یكدیگر اختلاف‌ دارند اعتقاد به‌ اصل‌ توحید و یا نیروی‌ حاكم‌ بر طبیعت‌ و یا اعتقاد به‌ عدم‌ وجود این‌ اصل‌ است‌. الهیون‌ روی‌ اعتقاد به‌ مشیت‌ خدا كه‌ حاكم‌ بر عوالم‌ طبیعت‌ است‌ هر نفع‌ و ضرری‌ را مربوط‌ به‌ مشیت‌ خدا می‌دانند و برای‌ جلب‌ منافع‌ و دفع‌ مضرّات‌ به‌ مشیت‌ خدا پناهنده‌ می‌شوند، همچنین‌ در مبارزه‌ خود با عوامل‌ كفر و گناه‌ از نیروی‌ حاكم‌ بر مقتضیات‌ طبیعی‌ و انسانی‌ استفاده‌ نموده‌ و موقعیت‌ خود را از این‌ راه‌ اثبات‌ كرده‌ اند. هر پیغمبری‌ در زمان‌ خود با اعتقاد و به‌ نیروی‌ حاكم‌ بر طبیعت‌ توانسته‌ است‌ بر دشمنان‌ خود پیروز شود و دین‌ خداوندمتعال‌ را رواج‌ دهد. آیات‌ قرآن‌ همه‌ جا مشیت‌ و اراده‌ خداوند متعال‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ نیروی‌ قائم‌ و حاكم‌ بر طبیعت‌ اثبات‌ كرده‌ است‌. خداوند متعال‌ می‌فرماید: اگر خداوند از طریق‌ عوامل‌ طبیعت‌ و یا حاكمیت‌ انسانها و یا ایجاد امراض‌ مختلف‌ برای‌ تو ضرری‌ به‌ وجود آورد و تو را در معرض‌ خطری‌ قرار دهد به‌ جز او كسی‌ نمی ‌تواند آن‌ ضرر و خطر را از تو دور كند و اگر هم‌ بخواهد نفع‌ و منفعتی‌ به‌ تو برساند به‌ هر كاری‌ قادر و توانا است‌. در اینجا پیغمبر اكرم‌ ص را از اسارت‌ عوامل‌ طبیعت‌ آزاد ساخته‌ و به‌ مشیت‌ خود متكی‌ می‌كند تا بداند كه‌ هر نفع‌ و ضرری‌ انسانی‌ یا طبیعی‌ فقط‌ به‌ اراده‌ خدا پیدا می‌شود و خداست‌ كه‌ می ‌تواند ضررها و خطرها را دور نماید و بركات‌ خود را بر شما ریزش‌ دهد. (تفسیر سوره انعام)