سكونت، آن آرامشی است كه بعد از وصول به مقصد برای انسان حاصل می شود، نه فقط سكون بعد از حركت. كسی كه بعد از تلاش و كوشش فراوان به مقاصد مادی و معنوی خود میرسد و بعد از رسيدن به مقصد، آرامش برای او حاصل می شود، ذوق و نشاطی در او به وجود می آيد كه به مقاصد خود رسيده است. يك چنين آرامشی را سكون می نامند و اما سكون بعد از حركت را توقف می نامند. براساس اين توضيح ساكن به آن انسانی می گويند كه به كمال مادی و معنوی خود رسيده است مانند درختی كه به ثمر می رسد يا ميوه ای كه پخته میشود و يا بنا و ساختمانی كه به اتمام می رسيد. قهراً چنين انسانهائی كه به كمال رسيده باشند اگر وصول به كمال در جهت ايمان و حكمت است برای خود و برای جامعه انسان نافعی خواهند بود و اگر به كمال كفر و گناه خود رسيده باشند و كفر خود را به كمال برسانند قهراً برای خود و برای جامعه انسان مضری خواهند بود. منظور از ليل و نهار، در اين آيه شريفه همان شب و روز به معنای ايمان و كفر است كه خداوند از محيط زندگی كفار تعبير به شب می كند و از محيط زندگی اهل ايمان تعبير به روز. چنانكه در آيه الكرسی میفرمايد: (خداوند اهل ايمان را از تاريكی به روشنائی می برد و كفار را از روشنائی به تاريكی) پس كسی كه به فضای تاريك جهل منتقل میشود در شب قرار می گيرد و اگر به فضای روشن علم منتقل شود در روز روشن. در اين آيه شريفه خداوند میفرمايد: تكامل انسانها چه در شب و چه در روز در راه كفر و يا در راه ايمان هر دو به نفع خدا خواهد بود. كفار اگر چه خيال می كنند مضر به دين خدا هستند و به عنوان ضرر زدن به دين خدا و اولياء خدا به سوی كفر میروند وليكن آنها در حركت به سوی كفر و گناه مضربه حال خود و نافع به دين خدا هستند زيرا از كفر و گناه آنها حوادثی به وجود می آيد كه آنها را به سوی خدا و ايمان برمی گرداند و آن اقليتی هم كه اصرار به كفر و گناه داشته باشند عاقبت از كفر و گناه خود آتش جهنم به وجود می آورند در آن آتش مي سوزند و مي مانند كه همان عذاب اگر برای خود آنها مايه تنبيه نيست برای اهل ايمان و تقوی پند و نصيحت بزرگی به شمار میرود كه اهل ايمان را مشتاق تر و حريص تر به اطاعت خدا مي نمايد و زندگی ايمانی را برای آنها لذيذتر می سازد. گناه، خود آتش جهنم به وجود مي آورند در آن آتش مي سوزند و مي مانند كه همان عذاب اگر برای خود آنها مايه تنبيه نيست برای اهل ايمان و تقوی پند و نصيحت بزرگی به شمار میرود كه اهل ايمان را مشتاق تر و حريص تر به اطاعت خدا می نمايد و زندگی ايمانی را برای آنها لذيذتر می سازد. پس همه انسانها چه در راه كفر و چه در راه ايمان تقويت كننده حق و سازمان توحيد و عدالت هستند و همه آنها ناخودآگاه كفر و گناه را مفتضح و رسوا نموده و به ايمان و اولياء خدا آبرو و عزت مي بخشند. هر انسانی در هر راهی كه است و به هر مقصدی كه برسد خواه مقصد حق و يا مقصد باطل است اين وصول به مقصد به نفع خدا و به نفع دين خدا خواهد بود. بنابراين خيلی روشن است كه خدا میفرمايد: هر آنچه در شب و يا روز ساكن شود يعنی هر انسانی كه پس از وصول به مقصد كفر و ايمان، آرامش پيدا كند، اين وصل به مقصد به نفع خدا و دين خدا خواهد بود زيرا مؤمن در تكامل ايمانی خود از طريق علم و حكمت تسليم قدرت خدا میشود. كافر هم در تكامل كفری خود پس از برخورد به عذاب ها به سوی خدا برمیگردد و اگر برنگردد كفر او مايه شدت ايمان اهل ايمان است. با اين تفسير كه از تأويل ليل و نهار سرچشمه می گيرد كه هر كس به مقصد برسد سكون و آرامش پيدا می كند. كسانی كه در شب ساكن میشوند كفارند كه زندگی آنها در خط كفر به ثمر میرسد و كسانی كه در روز زندگی آنها به ثمر میرسد اهل ايمان هستند كه در خط هدايت خدا به ثمر میرسند ثابت میشود كه تكامل كفر و ايمان هر دو به نفع دين خدا تمام میشود. (تفسیر سوره انعام)