اساسا در اسلام، تکامل فکری و علمی در زندگی انسان مطرح شده. انسان مانند مسافر از روز تولد بایستی به سوی کمال در حرکت باشد تا روزی که به کمال مطلق برسد. کمال مطلق روزی را می گویند که انسان در حرکات و سکنات و قیام قعود خود از نظر علمی با مشیت و اراده حکیمانه خدا هماهنگ می شود و به مقام خلافت الهی می رسد. پیدایش تکامل در زندگی انسان متوقف بر کار و کوشش است. زیرا انسان با کار و کوشش و در برخورد با طبیعت آموزش می بیند. از این رو خداوند طبیعت را طوری آماده و مجهز کرده است که انسان را به کار و کوشش وادار کند. به همین منظور ربا را حرام کرده و قرض الحسنه را واجب و یا مستحب کرده است. زیرا رباخوار با عامل تنبلی و کسالت، سرمایه دار شده و باعث عُقده ای شدن کارگر می گردد که سرمایه دار بار زندگی خود را به دوش کارگر می گذارد و او را در حرکت تکامل کسل و سنگین می گرداند و از این راه او را به عُقدة حقارت مبتلا نموده و روحیه خود را به تحکم آلوده می سازد، در نتیجه تمامی افراد رباخوار از این که عامل تولید باشند به عامل تخریب و تضییع تبدیل می شوند. به این مناسبت رباخواری تحریم شده است. از طرف دیگر برای این که رکود سرمایه ها و تعطیل ثروت، مایه توقف زندگی می گردد و چرخ زندگی را از حرکت باز می دارد مقرر شده است که سرمایه ها راکد نشود و تبدیل به گنج زیرزمینی یا ذخیره بانک نگردد زیرا ثروت در اجتماع مانند خون در بدن است که اگر از حرکت باز ایستند حیات بدن متوقف می گردد. پس برای این که سرمایه راکد نماند و برای مردم کار و کاسبی به وجود آورد و از منابع طبیعت استفاده شود و زندگی آباد گردد مقرر شده است که سرمایه ها را بکاراندازند و چرخ زندگی را به حرکت درآورند. پس برای این که ربا به وجود نیاید و زندگی تعطیل نگردد قرض الحسنه واجب شده تا کسانی که سرمایه زیادتر دارند و نمی توانند آن را در راه تولید و آبادی کار بزنند عده ای دیگر در اثر نداشتن و یا نبودن سرمایه از کار و فعالیت باز مانده اند، به کار و کوشش و تولید وادار شوند، زندگی خود و مردم را شکوفا کنند. به همین مناسبت چنین پول هایی قرض الحسنه نامیده شده است که  چرخ زندگی و محبت و دوستی به وجود می آورد و دل ها را به یکدیگر پیوند می دهد. در این جا نکته لطیف وجود دارد و آن این است که قرض به مردم داده می شود و مردم آن را خرج می کنند پس چگونه قرض الحسنه به خدا داده می شود. جواب این است که قرض الحسنه گرچه به مردم داده می شود ولیکن گیرنده اصلی خدا است و خداوند خود را گیرنده قرض معرفی نموده است که اولا قرض دهنده هدفش خدا باشد و به قرض گیرنده منت نگذارد، ثانیا قرض گیرنده خجالت نکشد، چرا که پول قرض را از خدا گرفته است نه از صاحب پول. از این رو پول های قرض الحسنه با برکت است و خدا به آن برکت می دهد  زیرا حتما در راه تولید و رفع نیاز مصرف می گردد. خدا متعهد شده است به آن برکت بدهد. در احادیث وارد شده است که صدقات ده برابر اجرا دارد و قرض الحسنه هفده برابر دلیلش این است که صدقه برای گیرنده آن مسئولیت به وجود نمی آورد بلکه در او ذلت و وابستگی ایجاد می کند ولیکن قرض الحسنه در گیرنده مسوولیت به وجود می آورد که خود را ملزم می داند که قرض را در راه تولید مصرف کند و در آینده دین خود بپردازد تا زیر بار منت نرود و از طرفی ثروت ها راکد نماند و هزاران فواید دیگر . دلیل این که آیه قرض الحسنه دنباله آیه جهاد در راه خدا و جنگ با دشمنان دین ذکر شده است این است که به انسان آگاهی می دهد که جان دادن به خدا مانند جهاد مالی در راه او قرض الحسنه است کسی که جان خود را در راه خدا می دهد در برابر جان ضعیف و زندگی چند روزه ای که در راه خدا داده جانی بسیار قوی و نیرومند همراه حیات ابدی دریافت خواهد کرد. بذل و انفاقات ما در راه خدا مانند حبه و نهالی است که کاشته می شود و همچون درختی می شود که تا ابد میوه می دهد. (تفسیر سوره بقره)